هیسسسس نی نی لالا کرده
« بنام خدا »
تو این دوره زمونه این بچه ها دیگه از همه چی سر در میارن، همچین فسقلی میشینه پای تب لت و بازی میکنه انگار ده ساله تب لت بازه .....
بهت میگم مامانی دست نزن مگه اسباب بازیه؟
با اخم میگی : نَخُن ( نکن ) بعد با لبخند میگه: باسی می تونم (بازی میکنم)
داشتی یکی از عروسکاتو میخوابوندی و آروم واسش لالا پیش پیش میگفتی، بلند با ذوق گفتم : آتنا نی نیت خوابید؟
یه نگاه بهم کردی و دستتو گذاشتی رو بینی ت و آروم گفتی : هیسسس نی نی لالا تَدِه ![]()
چه ضایع شدم من. دیگه یادم موند ازین به بعد داشتی عروسکاتو میخوابوندی آروم حرف بزنم.![]()

کفشای یکی از عروسکاتو پاش میکردی ، خیلی تلاش میکردی ولی نمیشد، گفتم چی کار میکنی آتنا ؟
آتنا : تَشاشو بِپوس ، بِدیم دَدَ ، نی نی گِله نکنه ( کفشاشو بپوش،بریم دد ، نی نی گریه نکنه )

یکی از قفسه های کمدت هست که اسباب بازی های ظریفت رو اونجا میذارم چون فعلاً اگه بهت بدم خرابشون میکنی.
تازگی های با کلی زحمت درِ اون کمد رو باز میکنی و بهم میگی : بَگَلِش تُن ( بغلم کن) بعد که بغلت میکنم و میتونی توی کمد رو قشنگ بازرسی کنی، هول میشی و هی میگی اینو بده، تا میام برش دارم میگی : نه این نه ... اینو بده ( یه چیز دیگه رو نشون میدی ) بعد این جریان ادامه دارد ...

خیلی دوست داری لباس تن عروسکات کنی، یا پوشکشون کنی ، کفش و جوراب پاشون کنی، بعد میری مثلاً براشون بستنی ( بَتَنی ) میخری و ....
دیگه از کارات چی بگم؟؟؟؟؟؟
دخترِ خانووووم من وقتی چیزی از کسی میگیری میگی (مِسی) یعنی مرسی، وقتی چیزی به کسی میدی میگی (بِهَما) یعنی بفرمائید ولی اگه از دست کوشولوت بیفته میگی (بِبَسید) یعنی ببخشید.
بذارین فکر کنم میام بقیشو مینویسم.

لطفاً برید ادامه مطلب چند تا عکس گذاشتم منتظر چشمای نازنین شماست .....
گردش آتنا و مامانی تو یه ظهر پائیزی،
پارک نزدیک خونه 09/09/1392













ممنون که اومدین


هیسسسس نی نی لالا کرده
